شازده ما آرتین جانشازده ما آرتین جان، تا این لحظه: 13 سال و 11 ماه و 4 روز سن داره
عشقولانه من وباباییعشقولانه من وبابایی، تا این لحظه: 18 سال و 2 ماه و 9 روز سن داره

❀ღشازده خونه ما...(آرتین)❀ღ

دندونی

خرید زمستان

سلام به عزیزتر از جانم آرتین خان گل پسرم دیروز رفته بودیم خونه پدر جون،وای که وقتی میریم اونجا خیلی بهت خوش میگذره آخه پدر جون ،مادر جون و خاله جون خیلی دوست دارن و فقط باهات بازی میکنن دیروز هم پدر جون ما رو برد بازار تا واسه شما چند دست لباس بخره.هی ما اصرار کردیم که بابا نمی خواد لباس داره پدرجونم گفت که شما کاریتون نباشه من واسه نوه خوشگلم میخواه لباس بگیرم دیگه ما هم تسلیم شدیم.منم تصمیم گرفتم عکساشو اینجا برات بذارم که وقتی بزرگ شدی ببینی که پدر جون واست چی خریده بود البته ناگفته نماند بابایی هم جمعه واست خرید کرده بود که عکس اونارم میذارم.قندعسلم خیلی دوست دارم سرهمی و کاپشن با کلاه(پدر جون) کاپشن و شلوار(بابایی) ش...
9 مهر 1392

پر بازدید ترین وبلاگ

سلام قند عسلم دیشب وقتی که اومدم یه سری به وبلاگت بزنم تا ببینم خاله های مهربون چند تا یادگاری برامون نوشتن دیدم که وبلاگ پسر گلم به لطف خاله ها و مامانهای مهربون جزو وبلاگهای پر بازدید کننده است.همین جا از همشون تشکر میکنم دستتون درد نکنه که از وبلاگ ما بازدید کردین.بوس از طرف آرتین برای همتون ...
4 مهر 1392

پنجمین،ششمین و هفتمین مروارید

عزیز دلم الهی فدات بشم این دردهای لعنتی همه دست به دست هم داده بودن تا تو رو اذیت کنن دیشب وقتی داشتم بهت غذا میدادم متوجه شدم که سه تا دندون رو با هم در آوردی الهی بمیرم چند روز که تب داشتی، بدنتم که درد میکرد نگو درد دندونم داری،چی کشیدی عزیزم مامان قربونت بره میدونم خیلی اذیت شدی ولی خوب یه حسنی که داره هر چقدر دندونات بیشتر بشن میتونی هر غذایی رو که دوست داری بخوری.از دندونای جدید نتونستم عکس بندازم آخه از وقتی مریض شدی و بهت دارو دادم تا دستمو میبرم طرف دهنت محکم دهنتو میبندی و فکر میکنی بازم میخوام دوا بهت بدم.راستی چند تا پیشرفت دیگه هم داشتی اول اینکه با شنیدن صدای آهنگ دستتو تکون میدی و نای نای میکنی بعدشم ما هر کلمه ای رو که میگی...
3 مهر 1392

تب و سرماخوردگی

سلام عزیز دلم ببخشید این چند روز نتونستم پست جدید بذارم.آخه فدات بشم مریض شده بودی شدید،جمعه شب وقتی که بیدار شدم تا بهت شیر بدم دیدم بدنت توی تب داره میسوزه سریع بیدارت کردم پوشکتو در آوردم و پاهاتو پاشویه کردم و بهت قطره استامینوفن دادم.خوابیدی صبح که بیدار شدی دیگه تب نداشتی ولی بعد از یه ساعت دوباره تب کردی این دفعه شدیدتر از قبل به همین خاطر بردیمت دکتر چون تعطیل بود مجبور شدیم ببریمت کلینیک فارابی،دکتر گفت چیزی نیست و سرما خوردگی ویروسیه.برگشتیم خونه ولی اصلا تبت پاییت نمیومد تند تند پاشویت میکردم،تبتو کنترل میکردم و هر 4 ساعت قطره استامینوفن بهت میدادم تا صبح من و بابایی نخوابیدیم فردا صبح هم به مادر جون زنگ زدیم تا بیاد پیش ما چون ...
2 مهر 1392

آرتین دخمل میشود

سلام گلم دیروز رفته بودیم خونه پدر جون،وقتی داشتم پوشکتو عوض میکردم خاله جون تصمیم گرفت که موهاتو با کش ببنده وقتی کش و به موهات بستیم دیدم که وای چقدر بهت میاد به خاطر همین چند تا عکس گرفتم تا بببنی اگه دخمل بودی این شکلی میشدی.وای قربونت برم که اینقدر نازی آرتین دوباره پسمل میشود.خودمت داری به کار ما میخندی اینم حیاط خونه پدر جون که وسط برگ درختها ذوق زده شدی مامان فدای اون خنده هات بشه که اینقدر خوشگل میخندی ...
27 شهريور 1392

کار های جدید آرتین خان

سلام به روی ماهت پسر گلم چی بگم نمیدونم از کجا شروع کنم خیلی شیطون شدی الان چند روزه به خاطر شیطنت شما نمیتونستم پست جدید بذارم.خونه که هیچی همه وسایلارو جمع کردیم ولی با این حال بازم باید خیلی مراقبت باشیم آخه 10 روزی میشه که چهار دست و پا رو کاملا یاد گرفتی و به همه جای خونه سرک میکشی،وقتی هم که تو روروئکت میذاریم میری جلوی میز تلویزیون کنترلهارو ور میداری، LSD رو انگولک میکنی، به جا کفشی دست میزنی خلاصه کارمون شده که دنبال شما راه بیفتیم که مبادا یه ضرری به خودت برسونی و خدای نکرده طوریت بشه تازه وقتی که داری یه کار خطرناکی میکنی اگه بخواهیم نذاریم که دست بزنی یا هر چیز دیگه خدا اون روزو نیاره همچین عصبانی میشی که ... دیگه جونم برات ب...
24 شهريور 1392

آب بازی

سلام گلم دیروز جمعه رفتیم اسکو خونه آقاجون(پدر بزرگ مامان)،اولش خیلی خوب بازی میکردی و اصلا اذیت نکردی ولی بعد از ظهر چون از وقت خوابت گذشته بود و اونجا هم به خاطر سر و صدا نمیتونستی بخوابی هی نق میزدی منم شلوارتو در آوردم و رفتیم نشستیم کنار حوض پاهاتو که انداختم تو آب وای نگو از اونجایی که شما عاشق جاهای سرد هستین داشتی کیف میکردی اونقدر با پاهات شالاپ شولوپ کردی که هم خودتو هم منو خیس آب کرده بودی بعدش هم دیگه سرحال اومدی ... همین که رسیدیم خونه از بس خسته شده بودی قشنگ خوابیدی اینم مدل جدید خوابیدن آرتین ...
16 شهريور 1392